چنین می گذرد که...♡
در زمان حاضر ۲۶ مرداده و بنده تا ۴ روز دیگه از بند کنکوری بودن آزاد میشم.
سخت نگذشت بهم، آسونم نبود حواشی خیلی داشتیم وقتم برای فرعیات زیاد تلف شد ولی بهم سخت نگذشت که به مرگ راضی بشم.
امسالم کتاب تست نگرفتم یعنی نمیدونستم که چی بگیرم بعضی کتابارو میدونستم میگفتن خیلی مشابه کنکور ولی سخته اونا و سنگین! مثلا مهروماه فنون که خودش شاهنامهایه
ولی سوالای پارسالو میبینم میتونم جواب بدم سخت نیست
فرهنگیانم فقط هوش و دینی دهم مونده
امسال از ترس اینکه مثل پارسال منو معطل نکنن حوزه امتحانی رو زدم منطقه اجدادی که اگرم رفتیم و باز گفتم نمیخواد بری من ترک موتور عموم خودم برم
یه پسرعموی ۱۱ ۱۲ ساله دارم موتورسواری بلده در حدی که به کشتنم نمیده قبولش دارم
ولی انقدر درس خوندن من پیچید تو دهن همه که دخترخالم برای شهریور مهمونی میخواد بده گفته نرگس درساتو بخون اون موقع نگی درس دارم
من اصن اون موقع درسییییی ندارمممم
مادرجونم میگه من برات روز امتحان دعا کردم من برم کنکور بدم میدونم میشینه برای من ختم صلوات میگیره
و بعد منم و مهمونی و پاسخگویی به سوالات اقوام خویشان دوستان آشنایان هم کیشان هم مسلکان
امسال هرچی شد راضیام فقط میخوام برم
بعد کنکورم خدا یاری دهد قرار است تکانی به زندگی خفته و خستهمان بدهیم
برچسب:
نویسنده: نوید پارسامنش